تبليغاتX
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

ومن تورا به كسي هديه مي دهم ،

 كه از من عاشق تر باشد

و از من براي تو مهربان تر


من تورا به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از هزار فرسنگ راه دور ،

 در خشم ، در مهربانی دردلتنگي


در هزار همهمه دنيا


يكه و تنها بشناسد


من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم ، كه راز آفتاب گردان


و تمام سخاوتهاي عاشقانهء اين گل معصوم را بداند ،

 و ترنم دلپذير هر آهنگ


هر نجواي كوچك ،

برايش يك خاطره مشترك باشد


او بايد از رنگين كمان چشمان تو ، تشخيص بدهد كه امروز هواي

دلت آفتابي است

 يا آن دلي كه من

برايش مي ميرم ، سرد و باراني است

اي بهانة زنده بودنم ، تورا سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم ،

كه قلبش بعد ازهزار بار ديدن تو ،

 باز هم به ديوانگي

و بي پروائي اولين نگاه من بتپد

همانطور عاشق

همانطور مبهوت وقار وجمال بي مثالت

ايا كسي پيدا خواهد شد ؟ از من عاشق تر و از من مهربانتر

براي تو

تورا سخاوتمندانه ، با دنیایی حسرت خواهم بخشيد

و او را که از من عاشقتر است هزار بار خواهم بوسید

 

 

یک نظر :کدامین دست؟ سخاوت سوزان ترا تحمل خواهد کرد...به که می سپاریش کودک دردانه دلت راکه هرگز بهانه ات نکند......فاطی بمانید!...

+ نوشته شده در 85/04/23ساعت 20:23 توسط فا طی |

جاده های مه آلود

      صدایم می زنند

رها شده ام

      درفاصله های تردید

         هجوم درختان بی برگ

             تنفس نمناک زمین.

    رهسپار کدامین دیارم

             اینچنین خیس وبارانی

درنزدیکی کوه ودریا

  دستهایت کجاست 

 خورشید

                            بسوزان مرا

                                تا کویر همراهیم کن .....

 

 

گل نفرت هم هست

         عاشق دشت شقایق نشوید .....

+ نوشته شده در 85/04/01ساعت 18:59 توسط فا طی |