|
به نام او به یاد تو
|
||||
|
|
||||
کمی با من مدارا کن تو را از شب جدا کردم کمی با من مدارا کن نه از برگم نه از جنگل کمی با من مدارا کن شعر از شهیار قنبری،

که خود را با تو بشناسم
من گم را تو پیدا کن
تو را از قصه آوردم
نمی شد با تو بد باشم
نمی شد از تو برگردم
صبوری کن،تحمل کن
من گم را تو پیدا کن
نه از باران،نه از شبنم
نه آن تعمیدی رودم
نه آن مریم ترین مریم
منم هم سقف دیروزی
که عطر خانگی دارم
که دستان تو را باید
به شام سفره بسپارم
اگر سختم اگر دشوار
اگر سیل مسافر بار
اگر تلخم ، اگر بیمار
منم از عشق تو بسیار
من آن هم خون و هم گریه
که بغضش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها
بر این ویرانه ها افتاد
صبوری کن،تحمل کن
من گم را تو پیدا کن...
+
نوشته شده در 86/02/23ساعت 20:14 توسط فا طی
|
