تبليغاتX
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

جذبه و راز يه خلوت
يه ظهوري !
يه حضور !
تو حضور يه طلوعي
روي قله هاي نور !
بزار تا كوچه تنهايي من
خورشيد چشم تو روشن بمونه !
بزار هر پنجره منتظري
شعر انتظارو با من بخونه!
شعر انتظارو با من بخونه!

تو زلالي!
مثل آينه حقيقت!
روبرومي ، روبرم!!
مثل روزهاي عزيزت!
يه عزيمت ... روبرومي ، روبرو!
تا ميام تنها باشم
تنهاييمو گريه كنم
هميشه مثل دريچه
با يه دعوت
روبرومي روبروم ...

 

+ نوشته شده در 86/04/17ساعت 17:58 توسط فا طی |