|
به نام او به یاد تو
|
||||
|
|
||||
توقد ميكشي ... و آفتاب نيمهي مرداد به تهنيتت ميآيد ... تا ماه فراموش نكند كه رقص هزار هزار ستارهي گرداگردش، در برق نگاه ستارهاي چون تو رنگ خواهد باخت... و اين گونه ماه نيز در مقابل چشمان تو تعظيم ميكند، چنان كه خورشيد نيمروزي مرداد، چنان كه من!... مردادوار بمان ، گرم و پرتپش.. جهان تنها يک قصّه است
هيواي عزيز ميلادت مبارك و چند نقطه براي تمام حرفهاي ناگفته!
در سطر اوّل آن تو از راه ميرسي وخاک بوي باران ميگيرد.
در سطر دوّم آفتاب ميشود و
تو از درخت سبز سيب سرخ ميچيني.
در سطر سوّم زمين ميچرخد و
مهتاب با رگبار هزار ستاره ميبارد.
در سطر چهارم
تو دستهايت را به سوي مغرب دراز ميکني.
در سطر پنجم
همه چيز از ياد ميرود
و من به نقطهي پايان قصه خيره ميمانم.
سخت نگير اين دور روز بودن را نازنينم ... که خدا با ماست ...

+
نوشته شده در 86/05/11ساعت 0:0 توسط فا طی
|
